رازها ساده اند با چشم دل باید دید, آنچه اصل است از دیده پنهان است
خانه دوست کجاست؟
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوست هایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو هر کسی می خواهد وارد خانه ی پرعشق و صفایم گردد یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند!
شرط وارد گشتن شستشوی دلهاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانه ما اینجاست!
تا که سهراب نپرسد دیگر:
خانه دوست کجاست؟
+
نوشته شده در جمعه 1386/10/21ساعت 1:11 قبل از ظهر توسط سیدصابر
|